الفيض الكاشاني
417
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
خشم وجود ندارد چون به امر ديگرى سرگرم است ، چرا كه سرگرم شدن دل به بعضى از كارهاى مهمّ مانع مىشود كه جز آن را احساس كند ؛ مانند جريان سلمان فارسى كه چون در معرض دشنام واقع شد گفت : اگر ميزان عمل من سبك باشد از آنچه مىگويى بدترم و اگر ميزان عملم سنگين باشد آنچه مىگويى به من زيانى نمىرساند و چون همّت سلمان صرف آخرت مىشد ، قلبش از دشنام متأثّر نمىگرديد . همچنين مردى ربيع بن خيثم را دشنام داد . پس ربيع گفت : اى فلان خدا سخنت را شنيد و همانا در برابر بهشت گردنهاى است اگر از آن عبور كنم گفتهء تو به من زيانى نمىرساند و اگر از آن عبور نكنم بدتر از آنم كه گفتى . مردى يكى از صحابهء پيامبر را دشنام داد صحابى گفت : اگر راست مىگويى خدا مرا بيامرزد ، و اگر دروغگويى خدا تو را بيامرزد . پس اين گفتهها به ظاهر دلالت دارد كه صحابه بزرگ پيامبر ( از دشنام ) خشمگين نمىشدند ، چرا كه دلهاى آنان به كارهاى مهمّ دينشان سرگرم بود ، و احتمال مىرود كه دشنام در دلهاى اين گونه افراد اثر كند و ليكن به آن سرگرم نمىشوند ، بلكه به آنچه بر دلهاشان غالب است مشغول مىشوند ، در اين صورت سرگرمى دل به پارهاى از امور مهمّ ممكن است در هنگام از دست رفتن بعضى از چيزهاى مورد علاقه آدمى مانع از بروز خشم شود . بنابراين فقدان خشم قابل تصوّر است يا با سرگرم شدن دل به كار مهمّ يا با غالب آمدن نگرش توحيد يا به علّت سوّمى و آن اين است كه بداند خدا دوست دارد كه آدمى خشمگين نشود پس شدّت محبّت به خدا آتش خشم او را خاموش مىكند و اين حالت بندرت اتّفاق مىافتد از اين سخنان شناختى كه راه رهايى از آتش خشم بر طرف شدن دوستى دنيا از دل است و آن با شناخت آفات و گرفتاريهاى دنيا حاصل مىشود ، چنانكه در كتاب نكوهش دنيا خواهد آمد . هركس دوستى دنيا را از دل بيرون كند از بيشترين عوامل خشم رها مىشود و آنچه بر طرف ساختنش ممكن نيست شكستن و ضعيف كردن آن ممكن است . بنابراين به سبب شناخت آفات دنيا خشم ضعيف و دفعش آسان مىشود .